رفتن به محتوای اصلی
بازگشت به کتابخانه
جلد کتاب مرآة تبحث عن وجه

مرآة تبحث عن وجه

مرآة تبحث عن وجه

نوشتهٔ رشاد حسن (نویسنده گودریدز)(رشاد حسن (Goodreads Author))

3.62۲ رأی

خب...این کاری نیست که من می خواستم انجام دهم. زندگی این کار را با من کرد. از من یک بچه پیر شد. این همان چیزی است که رشد می کند و سن بزرگش را بر من منعکس می کند، تا زمانی که چروک ها روی غم من رشد کنند! مادرم در کودکی که یادم نمی‌آید به من گفت: پسرم مراقب پیر شدن باش. اولین چیزی که سن شگفت انگیز شما در راه بزرگ شدن ایجاد می کند این است: از دست دادن شما! و او شروع کرد با من در مورد دوستان غایب صحبت کرد، کسانی که پیر شدند و سپس ما را ترک کردند. آدم های تنها، آنهایی که حتی ویژگی های کودکی مان را به یاد نمی آورند... مواظب باشیم مثل آنها نباشیم! و چون جایم خیلی خالی است، به تو می گویم که با انگشتانم صبر کن، و تنها در کنار جاده پرسه می زنم... خودم را اینگونه دیدم، بی آنکه بدانم بزرگ شده ام و بزرگ شده ام، تمرین نوشتن می کنم تا کودکی ام را به دست بیاورم، و نام هایی را که از زمانی که غر می زدم حفظ کرده بودم، تکرار می کنم و سعی می کنم با چاقوی غیبت شان لبه خاطره ام را قطع کنم.

خواندن متن اصلی انگلیسی

حسناً .. ليسَ هذا ماكنت أود أن أفعله ، لقد فعلته الحياة فيني هيَ من جعلت مني طفلاً يشيخ ، هي التي تكبر و تعكس عُمرهاالكبير علي، حتّى نبت على حزني تجاعيد!قالت لي أمي في طفولة لا أذكرها: حذار يا ولدي أن تُصبح كبيراًفأول ماينتجه عمركَ الأخّاذ في طريقة ليكبر هو: فقدُك!و أخذت تحدثني عن الأصدقاء الغائبين، أولئك الذين كبرواثم تركونا وحيدين، أولئك الذين لا يتذكرون حتى ملامح طفولتنا...حذارِ أن تكون مثلهم!و لأني فارغ جداً، ألوكُ الانتظار بأصابعي، و أتسكعُ وحيداً علىقارعة الطريق.. وجدُتني هكذا، أنمو دون علمي لأصبح كبيراً، أمارس الكتابة كىأستردّ طفولتي، و أردد الأسماء التي حفظتها مُذ كنت اتمتم، و أُحاولأن أقطع بسكين غيابهم طرف ذاكرتي.

شناسنامهٔ کتاب

تعداد صفحات
۱۷۳
زبان
Arabic
ناشر
دار أثر للنشر و التوزيع
شابک
10000000000000