گاهی اوقات زندگی شما با یک تصمیم تقسیم می شود. من هر روز از هفت سال گذشته را به پشیمانی گذراندم: او رفت و من دنبالش نکردم. هزار حرف بی پاسخ ماند، کلماتم مثل گلبرگ هایی در باد، به هیچ می چرخیدند و مرا با خود می بردند. اما اکنون او برگشته است. من به سختی میشناسم مردی که او شده است، اما هنوز میتوانم گوشهای از پسری را ببینم که از من خواست تا همیشه او باشم، پسری که وقتی جوان بودم و میترسیدم از او دور شدم. شاید اگر او در شرایط بهتری به خانه می آمد، می توانست بدون عصبانیت در صدایش با من صحبت کند. شاید اگر تمام آن سالها پیش میگفتم بله، بدون سنگینی طرد شدن در چشمانش به من نگاه میکرد. شاید اگر اوضاع فرق می کرد، ما شانس داشتیم. یک تصمیم پشیمان او را فراری داد. یک سفر دردناک او را به من بازگرداند. فقط ای کاش می توانستم او را نگه دارم.*یک عاشقانه معاصر با الهام از ترغیب جین آستن*
خواندن متن اصلی انگلیسی
Sometimes your life is split by a single decision. I’ve spent every day of the last seven years regretting mine: he left, and I didn’t follow. A thousand letters went unanswered, my words like petals in the wind, spinning away into nothing, taking me with them. But now he’s back.I barely recognize the man he’s become, but I can still see a glimmer of the boy who asked me to be his forever, the boy I walked away from when I was young and afraid. Maybe if he’d come home under better circumstances, he could speak to me without anger in his voice. Maybe if I’d said yes all those years ago, he’d look at me without the weight of rejection in his eyes. Maybe if things were different, we would have had a chance. One regretted decision sent him away. One painful journey brought him back to me. I only wish I could keep him.*A contemporary romance inspired by Jane Austen’s Persuasion*
شناسنامهٔ کتاب
- تعداد صفحات
- ۲۸۲
- زبان
- English
- شابک
- 10000000000000
