رفتن به محتوای اصلی
بازگشت به کتابخانه
جلد کتاب السحاب الأحمر

السحاب الأحمر

السحاب الأحمر

نوشتهٔ مصطفى صادق الرافعي(مصطفى صادق الرافعي)

4.08۲ رأی

ابرهای سرخ کتابی است که زیبایی کلمه و طنین عبارت را به زبان ناب گذشته، مانند حقیقت، فارغ از سوء ظن، مانند واقعیت، ترکیب کرده است. نویسنده آن با قلمی که در دستانش ناله می کند و کلماتی که برایش حس دلتنگی می کند، احساسات و عواطف خود را در صفحات کتابش آینه روحش بیان می کند. کتاب - که در نه فصل است - در محتوای کلی خود مجموعه مقالاتی است در مورد زنان، عشق، نفرت و پستی آنها، اما برخی از این مقالات شخصیت داستانی روایی به خود گرفته است... و برخی از آنها تأملات و اندیشه هایی در مورد عشق و زنان است... برخی آن را دنباله می دانند. برای کتاب غم‌نامه‌ها، در حالی که برخی آن را کتابی متفاوت می‌دانستند که اولی را کامل نمی‌کند.. اما من در آن ادامه صحبت در مورد عشق و زن را مانند نامه‌ها می‌بینم. رفیعی رحمه‌الله حتی در مقدمه چاپ اول کتابش «ابرهای سرخ» می‌گوید: وقتی غم را در حروف جمال و جمال نوشتم. و نظر به آن مانند کسی است که دورانی از جوانی خود را پس از آن که سنش بالا رفته و یقین به دنیا رفته و تنها شبهه هایش باقی مانده است، وقایع می کند.. پس می نویسد و کلمات مشتاق او هستند و قلم در دستانش ناله می کرد.. و هر وصفی که از جوانی می کرد، می گفت: خدا رحمتش کند!......(مقدمه در طول مقدمه کوتاه شده است)... الهام گرفته ام از حروفی از آن روح که پرنده آهسته اش از کنارم می گذرد، زیرا از آن فکر می گیرم و از آن باب را روشن می کنم، آن گاه که خیالم را می نویسم. آلیاژهای طلا با عناصرشان خالص می شوند نه با کار.. انگار این قلم اگر گرم شود مانند آهن است.. دستی به آن نرسید. معانی جز اینکه او علامت آتش را در آن گذاشت.. بعد کتاب آمد و من به سختی باورم می شد که زمان گذشته است.. و قبل از اینکه ماه چرخه یک ماهه را کامل کند کامل شد.. این موضوع مرا از کامل بودن صحبت در مورد عشق با کشیدن از جان های دیگر آگاه کرد.. بنابراین این ابر سرخ را گذاشتم.. سپس در پایان این مقدمه می گوید: و مردم در دسته بندی های عشق هستند. یکی با گناهانی که پیش آمده مبارزه می کند و او عاشق گناهکار است.. و دیگری با هوس هایی که در شرف سقوط است مبارزه می کند و او عاشق آزمایش کننده است.. و سومی از این و این در امان است. بلكه در برابر انديشه‌ها كوشش مي‌كند و تنها عاشق عشق است.. و رابعاً مانند خويشاوندي و دوستي، مردم نتوانستند در زبان خود واژه‌اي بيابند كه اين عاطفه را در خود بگيرد، پس آن را به نزديك‌ترين چيزها از نظر معنا كه عشق است وصل مي‌كردند و تنها بر سومي، حروف غم‌ها را بر اين نظر بنا نهادند.

خواندن متن اصلی انگلیسی

السحاب الأحمر كتاب يجمع بين جمال الكلمة ورنين العبارة، بلغة الماضي الصافية كالحق المنزهة عن الريب كالواقع، يعبر كاتبه عن مشاعره وأحاسيسه، على صفحات كتابه مرآة نفسه، بقلم يئن في يديه وكلامٍ يَحنّ لديه.الكتاب –وهو في تسعة فصول- بمضمونه العام مجموعة مقالات في المرأة وحبها وبغضها ولؤمها ولكن بعض هذه المقالات اتخذ صفة الحكاية القصصية..وبعضها تأملات وخواطر في الحب والمرأة..عدّه بعضهم تكملة لكتاب رسائل الأحزان بينما رأى فيه بعضهم كتابا مختلفا لا يكمل الأول ..لكني أرى فيه تتمة للحديث عن الحب والمرأة كما في الرسائل .. حتى أن الرافعي رحمه الله يقول في مقدمة الطبعة الأولى لكتابه السحاب الأحمر:لما كتبت رسائل الأحزان في فلسفة الجمال والحب كنت في تدبيره والرأي فيه كمن يؤرخ عهدا من شبابه بعد أن رقّت سنّه وذهب يقينه من الدنيا ولم يبق إلا ظنه ..فهو يكتب والكلام يحن لديه والقلم يئن في يديه.. وكل وصف جاء به من الشباب قال رحمة الله عليه!......(تم الاختصار لطول المقدمة).....كنت أستوحي الرسائل من تلك النفس التي طارت بي طيرتها البطيء وقوعها فإني لأستعر بها فكرا واشتعل منها خيالا.. وكنت لأرى الفصول تخلص من يدي حين اكتبها كما تخلص سبائك الذهب بعناصرها لا بالصناعة..وكأن هذا القلم كالحديد إذا أحْمـِـي عليه.. ليست يد لمسته من أيدي المعاني إلا وضع فيها سمة النار..ثم جاء الكتاب وما أكاد أصدق أن الزمن مرّ به.. و تم قبل أن يُتم القمر دورة شهر واحد .. فنبهني ذلك إلى أن استوفي الكلام في الحب استمدادا من أرواح أخرى.. فوضعت هذا السحاب الأحمر..ثم يقول في ختام المقدمة:والناس في هذا الحب أصناف فواحد يجاهد زلات قد وقعت وهو المحب الآثم.. وآخر يجاهد شهوات تهمّ أن تقع وهو المحب المُمتحن.. وثالث أمن هذه وهذه وإنما يجاهد خطرات الفكر وهو المحب ليحب فقط.. ورابع كالقرابة والصديق عجز الناس أن يجدوا في لغاتهم لفظا يلبس هذه العاطفة فيهم فألحقوها بأدنى الأشياء إليها في المعنى وهو الحب..وعلى الثالث وحده بنيت رسائل الأحزان.. وعلى بعض الرأي في الباقيات كسرت هذا الكتاب..

شناسنامهٔ کتاب

تعداد صفحات
۱۰۴
زبان
Arabic
شابک
10000000000000