رفتن به محتوای اصلی
بازگشت به کتابخانه
جلد کتاب التخلف الاجتماعي: مدخل إلي سيكولوجية الإنسان المقهور.

التخلف الاجتماعي: مدخل إلي سيكولوجية الإنسان المقهور.

التخلف الاجتماعي: مدخل إلى سيكولوجية الإنسان المقهور

نوشتهٔ مصطفی هگزی(مصطفى حجازي)

4.14۳ رأی

نادیده گرفتن این واقعیت که عقب ماندگی در سطح انسان شیوه ای متمایز از وجود است، با پویایی های روانی، ذهنی و رابطه ای خاص خود، دانشجویان دانش پژوهان عقب ماندگی و توسعه و پشت سر آنها رهبران سیاسی تصمیم گیرنده فرآیندهای تحول اجتماعی را در معضلی قرار داده است که منجر به هدر رفتن زحمات، زمان و پتانسیل مادی فراوانی شده است، به گونه ای که با زحمات سنگین جامعه منجر به اتلاف وقت و پتانسیل مادی زیادی شده است. نمی تواند به خود اجازه دهد همه آنها با درخشش و اعتبار و بر اساس مطالعات و برنامه ریزی های جزئی دست به پروژه های عمرانی پرمدعا زدند که بیشتر اوقات فراتر از سطح نبودند تا در پویایی ساختار عقب مانده از یک سو و یا شکل گیری روانی و ذهنی انسان عقب مانده ای که من می خواهم آن را توسعه دهم از سوی دیگر نفوذ کنند. طرح‌های وارداتی بر اساس مدل‌هایی طراحی شد که در کشورهای صنعتی به کار گرفته شد و به موفقیت رسید، اما پیشرفت این طرح‌ها دور از دسترس نبود. تجارب وارداتی و پروژه های ضمیمه خارج از کشور را کم کردند و پروژه های نمایشی و تبلیغاتی نتوانست ساختار کل جامعه را به حرکت درآورد و مردم آن جامعه را به پیش ببرد. چرا که مردم این جوامع به عنوان یک عنصر اساسی و محوری در هیچ برنامه توسعه ای دیده نمی شدند. توسعه، در هر زمینه‌ای که باشد، در وهله اول بهای آن است که یک فرد دیدگاه خود را نسبت به چیزها تغییر دهد. بنابراین لازم است که همه چیز در چارچوب انسانی صحیح خود قرار گیرد و ویژگی های گروه جمعیتی که سبک زندگی آنها باید توسعه یابد، در نظر گرفته شود. بنابراین بررسی این ویژگی ها و شناخت ساختار و پویایی آنها ضروری است که این تلاش علیرغم خلأهایی که ممکن است در بر داشته باشد، همین است. این سازمان می‌خواهد راه را برای تحقیقات روان‌شناختی میدانی باز کند که تلاش می‌کند فرد عقب‌مانده را با نوع و ویژگی‌های موقعیتش به شیوه‌ای زنده و واقع‌بینانه درک کند و پایه‌های روان‌شناسی عقب‌ماندگی باشد.

خواندن متن اصلی انگلیسی

إن تجاهل كون التخلف على المستوى الإنساني کنمط وجود مميز، له دینامیاته النفسية والعقلية والعلائقية النوعية، أوقع دارسي التخلف وعلماء التنمية، ومن ورائهم القادة السياسيين الذين يقررون عملیات التغيير الاجتماعي، في مأزق أدت إلى هدر الكثير من الجهد والوقت والإمكانات المادية، بشكل اتخذ طابع التبذير الذي لا يمكن للمجتمع المتخلف، ذي الأعباء الثقال، أن يسمح لنفسه به. انطلق هؤلاء جميعا في مشاريع تنموية طنانة، ذات بريق ووجاهة، قائمة على دراسات ومخططات جزئية، لم تتجاوز السطح معظم الأحيان، كي تنفذ إلى دينامية البنية المتخلفة من ناحية ، أو إلى التكوين النفسي والذهني للإنسان المتخلف الذي أريد تطويره من ناحية ثانية. وضعت خطط مستوردة عن نماذج طبقت ونجحت في بلدان صناعية، ولكن مسيرة هذه الخطط لم تخط بعيدة، فلقد أخففت التجارب المستوردة، والمشاريع الملصقة من الخارج، كما فشلت المشاريع ذات الطابع الدعائي الاستعراضي في تحريك بنية المجتمع ككل، وفي الارتقاء بإنسان ذلك المجتمع.ذلك لأن إنسان هذه المجتمعات لم ينظر إليه باعتباره عنصرة أساسية ومحورية في أي خطة تنموية . التنمية، مهما كان میدانها، ثمن تغير الإنسان ونظرته إلى الأمور في المقام الأول. لا بد إذا من وضع الأمور في إطارها البشري الصحيح، وأخذ خصائص الفئة السكانية التي يراد تطوير نمط حياتها بعين الاعتبار. ولا بد بالتالي من دراسة هذه الخصائص ومعرفة بنيتها ودينامينها، وهو ما ترومه هذه المحاولة، بما قد تحمل من ثغرات، تطمح إلى فتح الطريق أمام أبحاث نفسية ميدانية ، تحاول فهم الإنسان المتخلف بنوعيته وخصوصية وضعه، وبشكل حي وواقعي، لتكون مرتكزات علم نفس التخلف.

شناسنامهٔ کتاب

ویرایش
الطبعة التاسعة
تعداد صفحات
۲۵۶
زبان
Arabic
ناشر
المركز الثقافي العربي
شابک
10000000000000