رفتن به محتوای اصلی
بازگشت به کتابخانه
جلد کتاب الجزار

الجزار

الجزار

نوشتهٔ حسن الجندی(حسن الجندي)

4.09۶ رأی

ببخشید، دوست داشتم در چشیدن آن گوشت با من همراهی کنید، اما می دانم که به دلایل شخصی کمی ناراحت خواهید شد. مرد عبارت قبلی را گفت و سپس با یکی از دستان خود در جهت خاصی به بدن مرد دیگر اشاره کرد. مرد دیگر این کار را نکرد، اما با کمی تلاش سعی کرد گردنش را حرکت دهد و به جایی که مردی که گوشت می خورد اشاره کرده بود نگاه کند. بعد از تلاش توانست گردنش را کمی پایین بیاورد و متوجه شد که خوابیده است. وقتی پایین می رفتند، رنگ قرمزی به چشمانش می خورد. ناگهان مرد چیزی را در پای خود دید و آن را گشاد کرد. چشمانش ترسیده بود و سریع به طرف مرد دیگر نگاه کرد. خودش را دید که شلوار نپوشیده، پایش از زانو قطع شده، ران‌هایش بریده شده، قسمت‌هایی از گوشت آن‌ها از بین رفته و بخشی از استخوان‌های ران‌اش برایش قابل مشاهده است!!!

خواندن متن اصلی انگلیسی

اعذرنى وددت لو تشاركنى فى تذوق ذلك اللحم ولكن اعرف ان ستمانع قليلا لاسباب شخصيةقال الرجل العبارة السابقة ثم اشار بإحدى يديه اتجاه معين فى جسد الرجل الاخر فما كان من الرجل الاخر الا انه حاول بشئ من الجهد ان يحرك رقبته لينظر للموضع الذى اشار له الرجل الذى ياكل اللحم بعد مجهود استطاع تحريك رقبته لاسفل قليلا ليجد انه نام لون احمر يقابل عينيه اثناء نزولها لاسفل فجأة شاهد الرجل شئ ما عند قدمه فاتسعت عيناه برعب ونظر باتجاه الرجل الاخر بسرعةلقد راى نفسه لا يرتدى سروالا وقدمه مبتورتين من عند الركبة وفخذيه مقطعين واجزاء من لحمهم غير موجودة وعظام الفخذ يظهر جزء منها له !!!

شناسنامهٔ کتاب

ویرایش
الطبعة الثانية
تعداد صفحات
۳۲۲
زبان
Arabic
ناشر
دار اكتب للنشر و التوزيع
شابک
9790000000000